گزارشی از عاشورای تهران: آقای خامنه ای! خون چند کشته کفاف رخ زرد حاکمیت ات را می دهد؟
در روز عاشورا به پیشانی ملت گلوله شلیک کرده اند. تا قبل ساعت دوازده خبر به شهادت رسیدن سه تن از معترضان در خیابان های تهران پیچیده است و هنوز صدای تیر و گلوله به گوش می رسد. درخیابان های تهران و اصفهان و شهرهای دیگر ایران، عاشورای غم برپاست. سه شهید و صدها زخمی؟ دیگر عدد و آمار به داد دردهای ما نمی رسد..
آقای خامنه ای ! به همین راحتی برای دوام و قوام یک دولت از خون تک تک ملت مایه گذاشته ای؟ برای حفط یک رییس جمهور کوتوله کودکان را بی پدر و مادران را بی فرزند کرده ای؟ چند کشته کفاف رخ زردت را می کند تا با خون ما صورت بی رنگ جمهوری اسلامی را سرخ نگه داری؟ اگر مسلمانی این است آقای خامنه ای ! اگر حسین شما این را می خواست به خدا من یزیدی ام؟ بغض دارم …داد دارم…فریاد می زنم…ای خدا ؟ مردی؟ اصلا هستی ؟ …خدایا .
امروز ایران وحشی گری های مامورانت را به شهادت نشسته است. فعلا با خون عزیزان ما حمام قدرت بگیر تا ببینیم تا کجا سیراب و سرحال می شوی؟ فعلا بتاز و از یک ملت بی سلاح برای بقای محمودت قربانی بگیر….تا ببینی فردا خشم و خونی که تو سبب ساز آن بوده ای با حاکمیتت چه خواهد کرد…
*تهران در آتش و خون می سوزد. در خیابان حافظ به سمت انقلاب و ولی عصر. جمعیت زیادی در حال راهپیمایی است . در گیری میان مردم و نیروهای امنیتی شدت یافته است. مردم هم به سمت پلیس حمله میکنند. در میدان ولیعصر و انقلاب یک نفر با اصابت گلوله به شهادت رسیده است و مردم پیکر او را روی دست بالا برده اند.
*جمع خشمگینی از جمعیت حاضر در خیابان پس از کشته شدن یکی از راهپیمایی کنندگان به ماموران امنیتی حمله کرده و لباس های ماموران انتظامی را از تن آنها در آورده اند و سلاحهایشان را گرفته اند و رهایشان کرده اند.
* شاهدان در خیابان های تهران با چشم های خود تیر خوردن و شهادت یک مرد بی سلاح در «میدان ولی عصر» را دیده اند . پس از آنکه آن مرد به زمین افتاد، ماموران نیروی انتظامی نیز با خودروی خود رندانه دنده عقب گذاشتند و از روی جسد شهید رد شدند و بدن او را له کرده اند…
* مردم بدون هیچ سازماندهی در خیابان هستند و همین امر به راحتی به ماموران امنیتی اجازه حمله و پراکنده کردن راهپیمایی کنندگان را داده است. برگشتیم.
* از انتقال بسیاری از زخمی شدگان و تیر خوردگان به دلیل عدم احساس امنیت به بیمارستان خودداری می شود و مردم بسیاری از زخمی شدگان را به منازل انتقال می دهند و از پزشکان فامیل و آشنا برای درمان زخمی شدگان دعوت می کنند . از سوی دیگر به گزارش شاهدان عینی بیمارستان نجمیه تهران واقع در تقاطع حافظ و جمهوری مملو از مجروحین است. به دلیل کثرت مجروحان و غافلگیری کادر بیمارستان احتمال مرگ مجروحان بالا رفته است. یک شاهد عینی می گوید کسانی که به بیمارستان آورده می شوند از ناحیه سر و سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند
* به گفته یکی از شاهدان در تهران یک نفر در امیرآباد تیر خورده است . وی سپس از طریق دوستانش به منزل شخصی یکی از راهپیمایی کنندگان منتقل شده و یکی از پزشکان با استفاده از امکانات شخصی در همان منزل اقدام به خارج کردن تیر از بدن این زخمی کرده است. جوانان زیادی هم با چاقو زخمی شده اند و اما خانواده های آنها نگرانی شدیدی نسبت انتقال فرزندان خود به بیمارستان ها دارند. . . از خیابان های تهران هر خبری برسید به انتهای این گزارش اضافه می کنم
* در حالی که خبرگزاری های رسمی فارس و ایرنا خبر کشته شدن جمعی از راهپیمایی کنندگان را بزرگ نمایی رسانه ها اعلام می کند از طرفی فیلم به شهادت رسیدن مردم در خیابان ها توسط مردم معمولی بر روی اینترنت قرار می گیرد. در عین حال وحشت شدید حکومت از سرازیر شدن مردم خشمگین به سمت بیت رهبری منجر شده است تا سپاه از طریق خبرگزاری فارس فراخوان بدهد و از بسیج برای سرکوب مردم یاری بخواهد.
* مردم برای خنثی کردن اثرات گاز اشک آور سطل های زباله خیابان ها را به آتش کشیده اند و از طرفی موتورهای ماموران نیروی و دو خودروی نیروی انتظامی نیز در اوج خشم ملت به آتش کشیده شد.
۰۶ دی ۸۸ | گاه نویس
۳ نظر برای “گزارشی از عاشورای تهران: آقای خامنه ای! خون چند کشته کفاف رخ زرد حاکمیت ات را می دهد؟”
1. سارا ۶م دی ۱۳۸۸ ، ۵:۴۶ ق.ظ
من صبح بعد کامنتیکه توی پست قبل گذاشتم رفتم خیابون
بخاطر مادرتنها ومریض و پیرم نمیتونم زیاد بیرون بمونم ..
امادوستان امروز تهران و خیابانهایش کربلا بود ..
در ظهر عاشورا کربلای معاصر را باهمه ی وجود در کوچه پس کوچه های شهرم حس کردم .. یزیدیان را دیدم که
چگونه با چاقو تفنگ به لشکر حسین تاختند و دراندند ،
زندند و کشتند و غارت کردند .. وای بغض امانم نمیدهد
خدای من دستهایم هنوز بوی خون میدهد .. دستهایم هنوز بوی خون آن زن میانسال را میدهد که نقش زمین بود ..یعنی چند فرزند امشب به انتظار آمدنش چشمهاشان بردر خشک میشود .. دستهایم هنوز بوی خون مردی را میدهد که محاسنی بلند و جوگندمی داشت و از زمختی دستهایش معلوم بود نان آور خانه ایست که باید بسختی برای امرار معاشش کار کند .. خدای من او درظهر عاشورا درست درخیابانهای همین شهری که من و تو و میلیونها از ما درآن نفس میکشیم به زمین افتاد و کودکانش تاابد یتیم پدری شدند که میخواست اشتباه تاریخیش درسال ۵۷ را جبران کند شاید نسل کودکانش او و نسلش را مقصر پژمردن رویاهایش نداند ..
وای خدای من باورم نمیشود ! مقابل چشمانم یکی از کمر گلوله خورد و نقش زمین شد و یکی دیگر سرش شکافت !
فکر میکنی امروز چند پیاده رو را دیدم که با خون مردم این مرزو بوم سرخ شده بود .. آهای مردم .. آهای شمایی که در همه جای این دنیا نشسته اید و کلماتم را میخوانید قسم میخورم که من امروز بعد از ۱۴۰۰ سال در میان صحرای کربلا اوج مظلومیت بی پناهان را
دیدم و بوی خون و دود و آتشیکه برافروخته بود را
باهمه وجود لمس کردم .. آهای ملت امروز تهران خود کربلا بود .. دستهایم هنوز گرمای خون آن زن و مرد را دارد .. خدااااااااا کجایی پس ؟!!!
ما آزادی می خوایم .. همین ! چقدر باید خون بدیم تا
بالاخره این درخت آزادی سبز شه ؟!!!!!